تبليغاتX
آپاچی
Free Image Hosting at allyoucanupload.com
یکشنبه بیست و نهم دی 1387
به هزار و یک دلیل

بسیار خوشحالم که خدا نشدم.


+ نوشته شده در 0:18 توسط آپاچی
چهارشنبه بیست و پنجم دی 1387
پیتزا مرامی
 

دیدین ملت سیاه مست می کنن دوره می افتن تو خیابون؟ امروز ما از پیتزا فروشی آقا داوود که زدیم بیرون همینجوریا بودیم؛ سیاه کالباس !

حالا قشنگی قضیه اینجاست که ۴ قدم اون طرف ترش سفارت فرانسه است، میگم این فرانسوی ها رو یه روز ببرن خدمت آقا داوود کل عادتهای غذایی شون اصلاح میشه.

 

+ نوشته شده در 19:55 توسط آپاچی
جمعه بیستم دی 1387
Psycho


انگار که برگشته باشم به نوجوانی و دوران دبیرستان، اونجوری شدم؛ خیالاتی. نه اینکه توی این مدت بعد از 18 سالگی خیال پردازی نکرده باشم و رویا نبافته باشم ها، نه! همیشه ذهنم قصه های ریز و درشت می بافه واسه خودش ولی این خیالاتی که میگم یعنی زندگی واقعی به حال نیمه تعطیل دراومده.

حالا چند روزیه توی رویا زندگی می کنم؛ خوابم، بیداریم، غذا خوردنم، از روی خط عابر گذشتنم، خوندن و نوشتنم، همه چیز رفته تو قالب خیالات. این روزها زیاد خودم رو با لبخندهای بی دلیل یا خشمهای نامعلوم غافلگیر می کنم.

حالا نمی دونم جریان چیه، قرار بود آدم هرچی سنش بالاتر میره عاقل تر و واقع بین تر بشه، چرا داره چپه عمل می کنه پس ؟!


+ نوشته شده در 23:35 توسط آپاچی
چهارشنبه هجدهم دی 1387
حسینِ بدون روضه

 

« حادثه ای که از نو درباره آن به جستجو برخاسته ام به تازگی رخ نداده است...در طول بیش از سیزده قرن صدها تن سنی، شیعه و دهها تن مسیحی و پیرو کیشهای دیگر هریک به نوعی آن را مطابق دل خواه و یا دریافت خود بیشتر ستوده و کمتر بر او خرده گرفته اند. کوشش و کشته شدن او را عدالت خواهی، فداکاری، قهرمانی و یا قدرت طلبی نامیده اند. اینان در کار خود آزاد بوده و هستند. از نظر من بسیاری از آنان راه راست را می جسته اند و دسته ای از ایشان خود را در آینه حادثه نگریسته، سپس از آرزوها و اندیشه های خود مظهری پدید آورده اند.

من نه چون شیعیان دلباخته صافی اعتقاد، می خواهم بگویم او خود را بکشتن داد تا نزد پروردگار میانجی گناهکاران شیعه شود، تا با چنین قضاوت مقام او را با مقام مسیح _در دیده ترسایان_ همانند کنم و نه چون بعضی شرقیان شیفته تاریخ نویسان اروپای قرن نوزدهم او را ناراضی، ماجراجو و عصیانگر رژیم ملی عربی دمشق می دانم و نه چون بعضی ناخرسندان از بازار روز، برای توجیه افکار و عقاید خویش، کردار او را دلیل مدعای خود می آورم تا از روی آزادیخواهی، مخالف حکومت دیکتاتوری و خواهان رژیم سوسیالیستی بسازم....همچنین مقصود من از نوشتن این یادداشتها مقتل نویسی، تبلیغ مذهبی و حتی نوشتن تاریخ نیست. من به هنگام گردآوری اسناد و طبقه بندی آن کوشیده ام تا خود بدانم آنچه رخ داد چرا رخ داد...»

* قیام حسین علیه السلام / سید جعفر شهیدی

-----------------------------------------------

تازه کتاب 196 صفحه ای مرحوم دکتر شهیدی رو دست گرفتم که بخونم، پس نظری نمیدم فقط فکر کردم که توی این روزهای خسته از عربده کشی حاجی های رنگ به رنگ و افاضات منبر نشینان ریز و درشت، بد نیست اگر یه کتاب درست و حسابی از یک آدم درست و حسابی رو برای خوندن پیشنهاد کنم. خوندن بخشی از صفحات آغازین کتاب و این نکته که چاپ اولش سال 1355 بوده احنمالا انگیزه خوندنش رو بیشتر می کنه. البته برای کسانی که کلا این قضیه هنوز براشون اهمیتی داره که به قول شهیدی: «آن حادثه به هر صورت که بود رخ داد و اکنون قرنها بر آن گذشته است اما چون درست بنگریم می بینیم آن حادثه خود جزئی از تاریخ است...اگر قهرمان حادثه کشته شده است، آنچه او برای آن جنگید و آنان که برای رسیدن به هدف بدو وعده یاری دادند و به وعده خود وفا کردند یا نکردند در طول تاریخ فراوان بوده و هستند و خواهند بود.»

 

+ نوشته شده در 3:0 توسط آپاچی
پنجشنبه دوازدهم دی 1387
زیستن در عصر ت.تخیلی
 

۲۰۰۰ که سهله سال ۲۰۰۹ هم رسید اما بخاری از ما جماعت برنخاست. منظور اینکه پس اون قضایای مربوط به لباسهای نقره ای پوشیدن و سوار ماشینهای پرنده شدن و بلیت رفت و برگشت مریخ و شمشیر لیزری و شورش ماشینهای یاغی و اینا به کجا رسید؟

یعنی گند زدیم به کل جریانات فکری نویسنده ها و فیلم سازای علمی-تخیلی اوایل و اواسط قرن بیستم ها !

 

 

+ نوشته شده در 16:47 توسط آپاچی
یکشنبه هشتم دی 1387
غ ز ه

      

        

  

افسر روس گفت که نه به شرق بروید و نه غرب . بعد به نقطه ای نامعلوم اشاره کرد: "  Isn't that a town over there?" و یهودی های جان به در برده از حمامهای گاز و کوره های آدم سوزی، حرکت کردند به سوی آزادی. پایان خوش فیلم "فهرست شیندلر" اما  آغاز تلخ قصه دیگری بود؛ آن نقطه نامعلوم خارج از کادر اسپیلبرگ را دیگر همه می شناسیم .

غزه را ریخته اند در هاون و می کوبند اما فلسطینی ها ویلیامز ندارند که نت بنویسد برایشان، آرشه ها برایشان روی پیکر ویالونها ضجه نمی زنند. بیت حانون و رفح فیلم نمی شوند، اسکار هم نمی گیرند. خان یونس فوقش پرده ای می شود توی دستان جویای ثواب نمازگزاران روز جمعه و از دانشگاه تهران تا کمی آن سو تر حمل می شود که غیرت ملت همیشه در صحنه ما به فرموده گل کرده است و صدای گزارشگران تلویزیون ما را با تاثری مصنوعی می لرزاند. غزه دکمه پاور ریموت کنترل تلویزیون های ماست که خاموش می شود،فراموش می شود.

آ ش و ی ت س همین غ ز ه است اما فهرست شیندلری در کار نیست.

 

+ نوشته شده در 17:39 توسط آپاچی
پنجشنبه پنجم دی 1387
آه ای رویای سیاه !

یه شلوار جین،دو سه تا تی شرت،یه دوربین و یه کمی پول؛ همش تو یه کوله جا میشه... لطفا یکی بیاد با هم بریم آفریقا


+ نوشته شده در 1:34 توسط آپاچی