۱)یک کتاب از شهریار مندنی پور،یک کتاب از سپیده شاملو ، یک کتاب از ویلیام فاکنر ، یک کتاب از فدریکو گارسیا لورکا ، یک کتاب از ویرجینیا وولف ، یک کتاب از ...
اما هیچ کدوم جای این سه جلد کتاب "قصه های من و بابام" رو نمی گیره که قراره این روزها هی ورقشون بزنم و به یاد 6 سالگی هام بخونمشون.
2) "نمایشگاه شانزدهم" یه دانشجوی صفر سال اولی بودم که برای اولین بار نمایشگاه کتاب رو می دیدم و گاهی یه سری به غرفه نشریات دانشجویی دانشگاهمون می زدم.
"نمایشگاه هفدهم" به خبرنگار تازه کار همشهری محله بودم که گاهی سری به غرفه همشهری می زدم و اگه مسئول قسمت محله کاری داشت بهش کمک می کردم.
"نمایشگاه هجدهم" دیگه دستم به خبر و گزارش نوشتن عادت کرده بود.خبرنگار بولتن داخلی نمایشگاه بودم و تا نیمه های شب همراه بقیه بچه های تحریریه مطلب می نوشتم و لذت می بردم.
امسال غرفه های "خانه شهریاران جوان" همه جای نمایشگاه بود و من سردبیر نشریه 16 صفحه ای "شهریاران" شدم که قراره برای 20000 نفر از اعضا فرستاده بشه.
نمایشگاه بیستم اما ...
3) امسال هم نمایشگاه مثل سالهای پیش عجیب و پر از اتفاق بود.
4) امان از این روزهای اردیبهشتی، اردی جهنمی...