نمی تونم این خبر رو به سبک دیگه ای تنظیم کنم.نه به سبک "هرم وارونه" نه به هیچ سبک دیگه ای.نمی تونم سابقه خبری اش رو در بیارم.نمی خوام براش لید بنویسم.نمی خوام تیتر بزنم.فقط می نویسم خداحافظ بچه های "همشهری محله" .. خداحافظ تمام خبرنگارانی که باید خبر رفتنتان را تنظیم کنیم اما به قول یک رفیق :
" کدامین هرم وارونه یارای تنظیم سخت خبر مرگ یاران را دارد؟ "
صدای تنبک میاد...صدای آواز
صدای کمانچه میاد...صدای آواز
اینجا صدای آواز میاد:" رو سر بنه به بالین تنها مرا رها کن / ترک من خراب شبگرد مبتلا کن"
تاریک اینجا..ساکت..نفس نمی کشم گاهی..گوش میدم ..گوش میدم فقط..نگاه می کنم .. نگاه می کنم فقط..خیره به جادوی این مرد نگاه می کنم..گوش میدم.
اینجا صدای آواز میاد:" بزن ساز اگر چند از آن سیم گسسته است / بزن زخمه اگر چند درین کاسه تنبور نمانده است صدایی "
پرده به پرده..گوشه به گوشه..میزنن.می خونن:پیش درآمد دشتی.آواز بیات ترک.ضربی افشاری.چهار مضراب.گوشه خسرو و شیرین..مجنون..مجنون شده ام انگار.
صدای آواز میاد اینجا:" ما هسته پنهان تماشاییم / زتجلی ابری کن / بفرست / که ببارد بر سر ما / باشد که به شوری بشکافیم / باشد که ببالیم و به خورشید تو پیوندیم"
تاریکی هست..سکوت نیست اما..همه ایستادن..من هم . همه داد می زنن .. من هم . صدای تار و تنبک و کمانچه میاد.صدای استاد..صدای ما..صدای من:" مرغ سحر ناله سر کن / داغ مرا تازه تر کن "
... تموم میشه. حالا هم روشنی هست هم غوغا. تموم میشه اما طنین امشب برای همیشه می مونه. گمونم دیگه همیشه صدای آواز بیاد:" ای خدا / ای فلک / ای طبیعت / شام تاریک ما را سحر کن..."
سحر کن
سحر کن...