چه فرقی می کند که چطور شروع کنم؟! چه فرقی می کند که چرا ملقب شدم به آ پاچی؟! چه فرقی می کند که به چه دلیل خانه کوچک و خانواده کوچک و دل خوشی های کوچک وهمه چیزهای کوچک دیگرم را رها کردم و راهی تهران بزرگ و درد سرهای بزرگ و دلتنگی های بزرگ وهمه چیزهای بزرگ دیگرش شدم.
فرض کنید یک نفر به عشق روزنامه نگاری بار و بندیلش را می بندد و مقیم پایتخت می شود.فرض کنید زندگی اش ناگهان با برج ها و بزرگراه ها با آدم ها و آدم نماها با دانشگاه و خوابگاه پیوند می خورد و حالا بعد از سه سال تجربه می خواهد از مصایب و موهبت های این سال ها بنویسد.
از زندگی یک شبه سرخپوست کوچک در تهران بزرگ...این شهر خوب لعنتی!